معرفی وبلاگ
سلام من مرصاد هستم با يه شخصيت عادي متمايل به شاد عاشق درس بودم ولي به دليل نامردي و وحشی گری بعضي از معلمين که فقط کتک زدن بلد بودن از درس زده شدم هدفم از ايجاد اين وبلاگ ايجاد دوستي هاي معقول و سالم در فضاي مجازي است امیدوارم بعداز دیدن این وبلاگ از مطالب درج شده راضی باشید به امید دیدار. (به نظر شما اگر مهدی فاطمه بین ما حاضر بود چند نفر از مسئولین کشور شیعه ایران را در پست خود ابقا می کرد؟!) ايميل من: mersadnemati@yahoo.com
دسته
دوستان تبیانی
سايت هاي ديگر
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 844379
تعداد نوشته ها : 1462
تعداد نظرات : 660

فریاد بی صدا

Rss
طراح قالب
موسسه تبیان


مــــولاےخوبمـ ...
اين روزها كه همچون باد ميگذرد،هر لحظـہ اش نبودنت را به رخ دلـــــــمـ ميكشد...
دلــــــــمـ بين نبــودن و بـودنت ســــرگردان است...
نيستے و نمے بينمت،هستے و حست ميكنم...حست ميكنم...
هر سہ شنبـہ در توسل هاےدلتنگے...
هر جمعـہ در ندبـہ هاي فراق...هر روز..هر لحظــہ..
سخت است مولا...سخت است اين كه تو باشے همين اطراف و من محروم باشم از تو...از ديدنت..از شنيدن صدايت و...
خستــہ ام...خستــہ از هر روز دويـــــدن ها و نرسيــدن ها...
خستـہ از غرق شدن در روزمرگـــے ها...و ترس از غفلت از شما...
خستـہ از شهرے خاكسترے كـہ بايد "خواهے نشوے همرنگ،رسواے جماعت شوے و خواهے نشوے رسوا،همرنگ جماعت!"
اين قانون اينجاست...

آقـــــاے من...
گاهے حس وصلہ اے ناجـــــور را دارم...
مےترسم از "جــــور" شدن با اين ديار ...اين ديارِ بے تو....

مولاے نازنينم...مهربانم!




دلـــــــ♥ـــــمـ گرفتــہ از اينجا....
.
.
دلــــــــــمـ فقط تـــو را ميخواهد...........فقط تو را.......


دسته ها : مذهبي
سه شنبه 30 2 1393 22:50
امروز خواستم اشتباه كنم اما تو  ............ اومدي به يادم  و نذاشتي

امروز خواستم فراموشت كنم  اما .......... بازم نذاشتي

امروز خواستم گريه كنم اما ................... اومدي كنارم و با هام گريه كردي

گريه كردي و ناله كردي و در آغوشم گرفتي و گرفتي و گرفتي من رو .....

سرت داد زدم باز ناراحت نشدي ......

اشتباه كردم  اما............ منو بخشيدي .......

بي محلي كردمت اما ........... باز منو دوست داشتي ......

خواستم يه شب وقتي خوابي ببوسمت و برم اما . .......... بوسيدمت و باز اومدي و نذاشتي

اين دفعه اومدي توي روياهام

فكر كردم خوابم اما نبودم

انگار خواب ديگه برام بيداري بود چون.............

چون تو ديگه برا هميشه پيشم موندگار شدي ,  تنها اميدواري من

نمي دوني چقدر دوستت دارم

اگه مي دونستي الان........


دسته ها : دل نوشته
يکشنبه 28 2 1393 22:58
على كيست؟
 على قرة العين است... امير عالمين است...
 و نور ثقلين است...
 و هم فاتح خندق ،جبل و بدر و حنين است...
 على نور دو عين است...
 آب الساقى اين ميكده عشق حسين است...
 بنازم يد خيبر شكنش را... حسين و حسنش را....
 و زينب گل زهرا صفت ياسمنش را...
 كنم هر نفس آويز به گوشم سخنش را...
 به كوثر ندهم قطره آب دهنش را...
 على كيست؟
 هماني كه پيمبر زده است مهر مسلمان شدنش را....
 به عالم ندهم يك سر تار كفنش را...
 على كيست؟
 على علم يقين است ... على حبل متين است...
 على نور مبين است...
 على لنگر عرش است و زمان است و زمين است...
 امير ملك دين است... يگانه سرور مطلبين است...
 على سيد كل مسلمين است...
 بدانيد فقط شاه نجف علي امير مومنين است...
 على كيست؟
 على كل صلاة است... قعود است و قيام است...
 ركوع است و سجود است و سلام است...
 على حج و زكات است... على باب نجات است...
 على سرور كل كائنات است...
 على حكم تمام ممكنات است...
 على حى و ممات است...
 على معني كل صلوات است...
 على زينت بعد صلوات است...
 على شير خدا شاه نجف يك تنه زهرايى محض
 است...
 على كيست؟
 علىً اسدالله ... علىً ولي الله ... علىً حجت الله...
دسته ها : مذهبي
شنبه 27 2 1393 11:45
شيوانا با دوتن از شاگردانش همراه كارواني به شهري دور مي رفتند. با توجه به مسافت طولاني راه و دوري مقصد ، طبيعي بود كه بسياري از مردان كاروان بدون همسرانشان و تنها سفر مي كردند و وقتي به استراحتگاهي مي رسيدند بعضي از مردان پي خوشگذراني مي رفتند…

همسفران نزديك شيوانا و شاگردانش دو مرد تاجر بودند كه هر دو اهل دهكده شيوانا بودند. يكي از مردان هميشه براي عيش و خوشگذراني از بقيه جدا مي شد. اما آن ديگري همراه شيوانا و شاگردانش و بسياري ديگر از كاروانيان از گروه جدا نمي شد.

يك روز در حين پياده روي يكي , از شاگردان شيوانا از او سوالي در مورد معناي واقعي عشق پرسيد. همسفر خوشگذران اين سوال را شنيد و خود را علاقه مند نشان داد و گفت:” عشق يعني برخورد من با زندگي! تجربه هاي شيرين زندگي را برخودم حرام نمي كنم. همسرم كه در دهكده از كارهاي من خبر ندارد. تازه اگر هم توسط شما يا بقيه خبردار شد با خريد هديه اي او را راضي به چشم پوشي مي كنم. به هر صورت وقتي كه به دهكده برگردم او چاره اي جز بخشيدن من ندارد. بنابراين من از هيچ تجربه لذت بخشي خودم را محروم نكردم و هم با خريد هداياي فراوان عشق همسرم را حفظ كردم. اين مي شود معناي واقعي عشق!”

 شيوانا رو به شاگرد كرد و گفت:” اين دوست ما از يك لحاظ حق دارد. عشق يعني انجام كارهايي كه محبوب را خوشحال مي كند. اما اين همه عشق نيست. بلكه چيزي مهم تر از آن هست كه اين رفيق دوم ما كه در طول سفر به همسر خود وفادار است و حتي در غيبت او خيانت هم نمي كند، دارد به آن عمل مي كند. بيائيد از او بپرسيم چرا همچون همكارش پي عياشي و عشرت نمي رود؟”

مرد دوم كه سربه زير و پابند اخلاقيات بود تبسمي كرد و گفت:” به نظر من عشق فقط اين نيست كه كارهايي كه محبوب را خوشايند است انجام دهيم. بلكه معناي آن اين است كه از كارهايي كه موجب ناراحتي و آزردگي خاطر محبوب مي شود دوري جوئيم. من چون مي دانم كه انجام حركتي زشت از سوي من ، حتي اگر همسرم هم خبردار نشود، مي تواند روزي روزگاري موجب آزردگي خاطر او شود و چه بسا اين روزي روزگار در آن دنيا و پس از مرگ باشد، بازهم دلم نمي آيد خاطر او را مكدر سازم و به همين خاطر به عنوان نگهبان امانت او به شدت اصول اخلاقي را در مورد خودم اجرا مي كنم و نسبت به آن سخت گير هستم. “

شيوانا سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت:” دقيقا اين معناي عشق است. مهم نيست كه براي ربودن دل  محبوب چقدر از خودت مايه مي گذاري و چقدر زحمت مي كشي و چه كارهاي متنوعي را انجام مي دهي تا خود را براي او دلپذير سازي و سمت نگاهش را به سوي خود بگرداني. بلكه عشق يعني مواظب رفتار و حركات خود باشي و عملي مرتكب نشوي كه محبوب ناراحت شود. اين معناي واقعي دوست داشتن است.”

 نويسنده: فرامرز كوثري

دسته ها : داستانك
جمعه 26 2 1393 20:39

دسته ها : مذهبي
چهارشنبه 24 2 1393 23:38
ماهه من غصه نخور زندگي جذر و مد داره

دنيامون يه عالمه آدمه خوب و بد داره

ماهه من غصه نخورهمه كه دشمن نميشن

همه كه پر ترك ، مثل من و تو نميشن

ماهه من غصه نخور مثل ماها فراوونه

خيلي كم پيدا ميشه كسي رو حرفش بمونه

ماهه من غصه نخور گريه پناه آدماس

تر و تازه موندن گل، ماله اشك شبنماس

ماهه من غصه نخور زندگي بي غم نميشه

اوني كه غصه نداشته باشه آدم نميشه

ماهه من غصه نخور خيلي ها تنهان مثل تو

خيلي ها با زخماي زندگي آشنان مثل تو

ماهه من غصه نخور زندگي خوب داره و زشت

خدا رو چه ديدي شايد فردامون باشه بهشت

ماهه من غصه نخور دنيا رو بسپار به خدا

هر دومون دعا كنيم تو هم جدا منم جدا



دسته ها : دل نوشته
سه شنبه 23 2 1393 22:56


زيباترين ولادت: تنها كسي كه در داخل خانه خدا بدنيا آمد، اوست.

زيباترين نام: بنا بر روايات متعدد، نام علي مشتق از نام خداست.

زيباترين معلم: علي تربيت شده دست پيامبر (ص) بود.

زيباترين سخنان: به تعبير بسياري از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن كريم است
.


دسته ها : مناسبت ها
دوشنبه 22 2 1393 23:11
دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماس رو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــــ 
دسته ها : دل نوشته
شنبه 20 2 1393 22:47
من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپيدن

وتپيدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سكوت

سكوت را در شب

شب را در بستر

و بستر را براي انديشيدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شكوفه هايش

زندگي را به خاطر زيبايي اش و زيباييش را به خاطر تو دوست دارم

من دنيا را به خاطر خدايش
خدايي كه تو را خلق كرد دوست دارم
دسته ها : دل نوشته
جمعه 19 2 1393 22:36

رنگين كمان و سوراخ سحرآميز ترك خورده

- طبيعت غيرعادي در مركز تركيه



مرد مرده- غول خوابيده
 اين فرم صخره اي در نزديكي جزيره «بلسكت» بيرون از سواحل ايرلند واقع شده است.



گذرگاه بسيار بزرگ
سنگ‌هاي پله اي زيبا كه به دريا در شمال ايرلند منتهي مي‌شوند.



دسته ها : جهانگردي
چهارشنبه 17 2 1393 23:2
يكـــ مَــرد واقعــي همانطـــور بآ همســرش رفتآر مــي كند
كــه مــي خوآهد مَـــرد ديگـــري با دُختـــرش رفتآر كنـــد


دسته ها : سخن بزرگان
سه شنبه 16 2 1393 23:26
دلگيرم اين روز ها . . .

از نبودن كسي كه دوستش داشتم . . .

كسي كه باران بود و مي باريد بر صفحهء كاغذي دلم

كسي كه ابر بود و سايه اش بر تنهايي ام

كسي كه سه تار بود و مي نوازيد ملودي دوستت دارم را . . .

دلگيرم از كسي كه تركم كرد و رفت بي هيچ بازگشتي

كسي كه دلم را بي آنكه خود بداند ، تنگه تنگ كرده است . . .

دلگيرم از كسي كه امروز ديگر ندارمش ، سايه اش را هم حتي از سرم گرفت

كسي كه دست هايش را عاشقانه بر گردنم حلقه مي كرد و مرا دوست مي داشت

كسي كه وقت خداحافظي ، با اشك بدرقه ام ميكرد . . .

آن روز با اشك بدرقه اش كردم ،

من ميرفتم و بر ميگشتم اما او بي وفا شد رفت  . . .

اين روزها عكس هايش به من نگاه نميكنند ، با من غريبگي مي كنند . . .

دلم ميشكند . . . بغض ميكنم . . . غرق مي شوم در شعر دلتنگي . . .

من بي تو شده ام و دفتر خاطراتم پر از روزهاي با تو بودن . . .


دسته ها : دل نوشته
دوشنبه 15 2 1393 23:45
دسته ها : مذهبي
يکشنبه 14 2 1393 18:24

پادشاه باش

حتي اگر قلمروات اندازه عرض شانه ات باشد




دسته ها : سخن بزرگان
يکشنبه 14 2 1393 14:33
به چه مي خندي تو؟به مفهوم غم انگيز جدايي؟ به چه چيز ؟

به شكست دل من يا به پيروزي خويش ؟ به چه مي خندي تو؟

به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد؟يا به افسونگري چشمانت

كه مرا سوخت و خاكستر كرد؟به چه مي خندي تو؟به دل ساده من

 مي خندي كه دگر تا به ابد نيز به فكر خود نيست؟خنده دار است بخند.


دسته ها : دل نوشته
شنبه 13 2 1393 22:10
X