معرفی وبلاگ
سلام من مرصاد هستم با يه شخصيت عادي متمايل به شاد عاشق درس بودم ولي به دليل نامردي و وحشی گری بعضي از معلمين که فقط کتک زدن بلد بودن از درس زده شدم هدفم از ايجاد اين وبلاگ ايجاد دوستي هاي معقول و سالم در فضاي مجازي است امیدوارم بعداز دیدن این وبلاگ از مطالب درج شده راضی باشید به امید دیدار. (به نظر شما اگر مهدی فاطمه بین ما حاضر بود چند نفر از مسئولین کشور شیعه ایران را در پست خود ابقا می کرد؟!) ايميل من: mersadnemati@yahoo.com
دسته
دوستان تبیانی
سايت هاي ديگر
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 844439
تعداد نوشته ها : 1462
تعداد نظرات : 660

فریاد بی صدا

Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

عكس

برادر شهيدم شرمنده ايم بعد از تو ديگر شهرمان بوي خدا نمي‌دهد ، خيابان‌ها را به نامت كرديم ولي آنقدر پر شده‌اند از دختران بزك كرده و پسران بي‌حيا ، كه چشمهايمان فقط باسنگ فرش پياده‌رو‌ها رفاقت كرده

 راستي يادت هست در وصيت‌نامه‌ات نوشتي مجالس روضه را ترك نكنيد ، چند شب پيش جلسه روضه گرفتيم، شرمنده‌ام . . . همسايه‌ها زنگ زدند پليس، ولي چند كوچه پايين‌تر صداي ساز و آواز مهماني مختلط از صداي اذان مسجد بيشتر در محل پيچيده بود ، آخر مي‌گويند كه جوانند بگذاريد جواني كنند

 برادرم ديگر همه چيز فرق كرده ، پرچم‌هاي ياحسين(ع) برروي خانه‌ها را جمع كرديم و به جايش ديش ماهواره گذاشتيم ، آخر هر روز شبكه‌هاي فارسي زبان جديدي روي آنتن مي‌آيد مبادا از دستمان برود

 خوشابحال شما كه با شهادت رفتيد ولي سلام ما را هم به امام امت برسان و بگو كه هنوز هستند كساني كه خون غيرت در رگهايشان نمرده و عَلَم نهضت را زمين نگذاشتند.

دسته ها : حرف من
جمعه 25 12 1391 19:7

اكنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر ميشوم . اين زندگي من است

عكس

دسته ها : دل نوشته
چهارشنبه 23 12 1391 23:38

عكس

يوسف زمان ما ، مهدي آل فاطمه همانند يوسف يعقوب غيبتي در حضور دارد.يوسف مدتها با برادران خود زندگي كرده بود اما برادران او را نشناختند . مدت زمان غيبت همه چيز را از ياد برادران برد ، يوسف زهرا هم غايب است ولي در كنار ماست و در ميان ما . چه تلخ و دردناك است كه با بي تفاوتي از كنار مولا و محبوبمان بگذريم بدون اينكه بشناسيم او قطب عالم امكان و هستي است .

ايشان نيز همانند يوسف در كودكي از كنار قوم خويش غايب شد . كودكي در غايت زيبايي . آن يوسف زيبا مورد حسادت برادران قرار گرفت و يوسف زهرا مورد حسادت مظلوم نمايان غاصب .

برادران يوسف خواهان مرگ او شدند اما ديگران او را بسيار دوست داشتند و عزيز مصرش كردند حضرت مهدي هم چه بسيار مورد جفاي دوستان قرار خواهد گرفت همان افرادي كه امروز منتظرش هستند اما طردش ميكنند و نمي توانند تمام الگوي محبت و عشق را تحمل كنند اما چه بسيار افراد و نا آشنايان كه مجذوب عشق او شده و باورش خواهند كرد .بياييد با خلوص دل همرنگ شويم و يك صدا فرياد كنيم يوسف زهرا بيا كه صادقانه دوستت داريم و يعقوب وار منتظرت هستيم . همانند حضرت يعقوب شويم كه عشق يوسف را و بازگشتش را باور داشت و اهميتي به سرزنش كنندگان نمي كرد و درخت نااميدي را از قلب هاي فرزندان نيز قطع مي كرد.

ما هميشه درخواندن تاريخ...

عكس

دسته ها : مذهبي
چهارشنبه 23 12 1391 22:54

عكس

يکشنبه 20 12 1391 1:5

اين جا كسي است پنهان دامان من گرفته
 خود را سپس كشيده پيشان من گرفته
 اين جا كسي است پنهان چون جان و خوشتر از جان
 باغي به من نموده ايوان من گرفته
 اين جا كسي است پنهان همچون خيال در دل
 اما فروغ رويش اركان من گرفته
 اين جا كسي است پنهان مانند قند در ني
 شيرين شكرفروشي دكان من گرفته

دسته ها : دل نوشته
شنبه 19 12 1391 23:47

عكس

دسته ها : تصاوير
دوشنبه 14 12 1391 14:2

جمعه 18ربيع الثاني:بيعت مردم كوفه با مختار جهت خونخواهي امام حسين 66قمري.

شنبه 19ربيع الثاني:ابتداي بيماري حضرت فاطمه بر اثر ضربه قنفذ ملعون.

يكشنبه 20 ربيع الثاني:نبرد مسلمانان و مسيحيان718قمري-وارد شدن پيامبر اكرم با هزار مرد جنگي به مدينه.

سه شنبه 22ربيع الثاني:وفات موسي مبرقع فرزند امام جواد 296قمري«به قولي».

سه شنبه 29 ربيع الثاني:مرگ خالد بن وليد با دو انگشت حضرت علي .

عكس

دسته ها : مناسبت ها
شنبه 12 12 1391 16:21

دختركى به ميز كار پدرش نزديك مى‌شود و كنار آن مى‌ايستد.
پدر كه به سختى گرم كار و زير و رو كردن انبوهى كاغذ و نوشتن چيزهايى در تقويم خود بود، اصلا متوجه حضور دخترش نمى‌شود
تا اينكه دخترك مى‌گويد: «پدر، چه مى‌كنى؟»

و پدر پاسخ مى‌دهد: «چيزى نيست عزيزم! مشغول مرتب كردن برنامه‌هاى كاريم هستم.
اينها نام افراد مهمى هستند كه بايد در طول هفته با آنها ملاقات داشته باشم.»

دخترك پس از كمى مكث و تأمل مى‌پرسد: «پدر! آيا نام من هم در بين آنها هست؟»

دسته ها : داستانك
جمعه 11 12 1391 15:43

عكس

دسته ها : تصاوير
چهارشنبه 9 12 1391 23:23

من زندگي را دوست دارم
ولي از زندگي دوباره مي ترسم!
دين را دوست دارم
ولي از كشيش ها مي ترسم!
قانون را دوست دارم
ولي از پاسبان ها مي ترسم!
عشق را دوست دارم
ولي از زن ها مي ترسم!
كودكان را دوست دارم
ولي از آينه مي ترسم!
سلام را دوست دارم
ولي از زبانم مي ترسم!
من مي ترسم ، پس هستم
اين چنين مي گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولي از روزگار مي ترسم!

دسته ها : دل نوشته
جمعه 4 12 1391 17:35

عكس

دسته ها : تصاوير
جمعه 4 12 1391 17:16
X