معرفی وبلاگ
سلام من مرصاد هستم با يه شخصيت عادي متمايل به شاد عاشق درس بودم ولي به دليل نامردي و وحشی گری بعضي از معلمين که فقط کتک زدن بلد بودن از درس زده شدم هدفم از ايجاد اين وبلاگ ايجاد دوستي هاي معقول و سالم در فضاي مجازي است امیدوارم بعداز دیدن این وبلاگ از مطالب درج شده راضی باشید به امید دیدار. (به نظر شما اگر مهدی فاطمه بین ما حاضر بود چند نفر از مسئولین کشور شیعه ایران را در پست خود ابقا می کرد؟!) ايميل من: mersadnemati@yahoo.com
دسته
دوستان تبیانی
سايت هاي ديگر
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 844415
تعداد نوشته ها : 1462
تعداد نظرات : 660

فریاد بی صدا

Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

خاك حرمت ، مهر نماز است حسين (ع)
راه تو ، هميشه چاره‌ساز است حسين (ع)
اي خون تو دشنه بر گلوگاه ستم
از خون تو شيعه، سرافزار است حسين(ع)

تصوير 

دسته ها : مذهبي
سه شنبه 30 8 1391 20:43

عكس

سه شنبه 30 8 1391 20:36

بسم الله الرحمن الرحيم

ماهي كه در آن عشق آفريده شد و مردانگي و شرف در عطش عشق به حسين معنا گرفت
 ماهي كه هيچ واژه اي گنجايش اندوه بي كرانه ي آن را ندارد
 ماهي كه هر ساله خون خدا را بر آسمان دنيا مي پاشد تا ابرهاي روزمره سرخي آفتاب را نپوشاند

 محرم ماه فرياد و ماه بيداري و پايداري است
 محرم ماهي كه تمام تاريخ وام دار يك نيم روز آن است
 ماهي كه خاك و خون و آتش و عطش و مشك و تير، رازهاي سر به مهر آنند
 ماهي كه هفتاد و دو آيه ي سرخ بر صحيفه ي دل ها نازل شد و هفتاد و دو كهكشان در مدار هستي قرار گرفت

محرم؛ آمدي و عقده هاي دل ما را در برابر عشق به حسين باز كردي
 محرم؛ تو طوافي عرفاني هستي در حريم هفتاد و دو نام آسماني
 محرم؛ ماه دخيل بستن دل به سقاخانه هاي اشك است

 باز محرمي ديگر و شور و شوقي ديگر، بعد از مدت ها چشم هايمان عاشقانگي
 از سر مي گيرند و دست هايمان به تمناي عشق باز مي شوند

 كيست كه آزاده باشد و محرم را به سوگ ننشيند؟!

 محرم فصل آشنا شدن با خوبي هاست و فصل عاشقي كردن به حسين است

 پس كيست كه حسين را چراغ راهش كند و در بيراهه هاي پر پيچ و خم گم شود؟
 كيست كه گوش جان بسپارد و نام تو را اي حسين (ع) در هياهوي فرات نشنود؟

 

دسته ها : مذهبي
شنبه 27 8 1391 21:1

جمعه 1 محرم:آغاز دهه عاشورا؛ملاقات حر با امام حسين61قمري؛وفات محمد حنفيه.

شنبه 2 محرم:ورود امام حسين و همراهان به كربلا 61قمري؛حضرت يعقوب يوسف را با برادرانش به صحرا فرستاد.

يكشنبه 3 محرم:ورود عمر بن سعد ملعون با 4000نفر به كربلا 61قمري.

دوشنبه 4 محرم:خراب شدن قصر نمرود.

سه شنبه 5 محرم:بيمار شدن حضرت آدم؛غرق شدن فرعون و همراهان.

چهارشنبه 6 محرم:شهادت حضرت يحيي.

پنچشنبه 7 محرم:محاصره امام حسين توسط دشمنان و منع آب؛سخن گفتن خداي تعالي با حضرت موسي؛آوردن آب توسط حضرت عباس.

جمعه 8 محرم:امان نامه آوردن شمر ملعون براي حضرت ابافضل و فرزندان ام البنين.

شنبه 9 محرم:تاسوعاي حسيني.

يكشنبه 10 محرم:عاشوراي حسيني؛شهادت امام حسين و حضرت علي اكبر و حضرت عباس.

دوشنبه 11محرم:عبور بازماندگان امام حسين از قتلگاه61قمري.

سه شنبه 12 محرم:شهادت حضرت سجاد 95قمري

چهارشنبه 13 محرم:ورود اسراي اهل بيت به زندان كوفه و رفتن به مجلس ابن زياد ملعون.

جمعه 15 محرم:وفات حضرت آدم

دسته ها : مناسبت ها
پنج شنبه 25 8 1391 18:42

آسمان بي تو سياه است

ابرها بي تو مي گريند

تا به كدامين سحر

از پشت پنجره هاي باران زده

چشم به كوچه هاي غربت

كه گويي هرگز انتهايي ندارند خيره شوم...

                            چشم هايم ديگر رنگ و رويي ندارند

كوچه هاي بي انتهاي غربت

از انبوه اشك هايم

به درياچه ي آرزوهاي گم شده تبديل شده اند

درياچه اي كه پر از آرزوهاي غرق شده است...

                      تا به كدامين سحر

با اشك چشمانم

كه پر از اندوه جدايي است

درياچه هاي غربت را سيراب كنم...

                      بريده ام از غم سال ها انتظار

بريده ام از آوردن خاطراتت

فقط با چشماني بسته و اشك آلود...

ديگر ستاره هايم در آسمان آرزوهايم

برايم چشمك نمي زنند

گويي آنها نيز از پس سال ها انتظار

به خوابي ابدي فرو رفته اند...

                      ديگر بس است...بيا ستاره شب هاي من...

دست هايت را به من بسپار...

عكس

دسته ها : دل نوشته
يکشنبه 21 8 1391 22:59

با افزايش سطح دانش و فهم بشر, كيفيت و وضعيت زندگي او همواره در حال بهبود و ارتقا بوده است. بعد از انقلاب فرهنگي-اجتماعي اروپا (رنسانس) و متعاقب آن انقلاب صنعتي, موج پيشرفت هاي شتابان كشورهاي غربي آغاز گرديد. تنها كشور آسيايي كه تا حدي با جريان رشد قرن هاي نوزده و اوايل قرن بيستم ميلادي غرب همراه گرديد كشور ژاپن بود. بعد از رنسانس كه انقلابي فكري در اروپا رخ داد, پتانسيل هاي فراوان اين ملل, شكوفا و متجلي گرديد اما متاسفانه در همين دوران, كشورهاي شرقي روند روبه رشدي را تجربه نكرده و بعضاً سيري نزولي طي نمودند. البته بعضاً حركت هاي مقطعي و موردي در اين كشورها صورت گرفت اما از آنجاييكه با كليت جامعه و فرهنگ عمومي تناسب كافي را نداشت و مورد حمايت واقع نگرديد, به سرعت مزمحل گرديد. محمدتقي خان اميركبير در ايران, نمونه اي از اين دست است.
مباحث توسعه اقتصادي از قرن هفدهم و هجدهم ميلادي در كشورهاي اروپايي مطرح گرديد. فشار صنعتي شدن و رشد فناوري در اين كشورها توام با تصاحب بازار كشورهاي ضعيف مستعمراتي باعث شد تا در زماني كوتاه, شكاف بين دو قطب پيشرفته و عقب مانده عميق شده و دو طيف از كشورها در جهان شكل گيرد: كشورهاي پيشرفته (يا توسعه يافته) و كشورهاي عقب مانده (يا توسعه نيافته).

توسعه اقتصادي چيست

بايد ببن دو مفهوم ”رشد اقتصادي“ و ”توسعه اقتصادي“ تمايز قايل شد. رشد اقتصادي, مفهومي كمي است در حاليكه توسعه اقتصادي, مفهومي كيفي است. ”رشد اقتصادي“ به تعبير ساده عبارتست از افزايش توليد (كشور) در يك سال خاص در مقايسه با مقدار آن در سال پايه. در سطح كلان, افزايش توليد ناخالص ملي (GNP) يا توليد ناخالص داخلي(GDP) در سال موردنياز به نسبت مقدار آن در يك سال پايه, رشد اقتصادي محسوب مي شود كه بايد براي دستيابي به عدد رشد واقعي, تغيير قيمت ها (بخاطر تورم) و استهلاك تجهيزات و كالاهاي سرمايه اي را نيز از آن كسر نمود
منابع مختلف رشد اقتصادي عبارتند از افزايش بكارگيري نهاده ها (افزايش سرمايه يا نيروي كار), افزايش كارآيي اقتصاد (افزايش بهره وري عوامل توليد), و بكارگيري ظرفيت هاي احتمالي خالي در اقتصاد.
”توسعه اقتصادي“ عبارتست از رشد همراه با افزايش ظرفيت هاي توليدي اعم از ظرفيت هاي فيزيكي, انساني و اجتماعي. در توسعه اقتصادي, رشد كمي توليد حاصل خواهد شد اما در كنار آن, نهادهاي اجتماعي نيز متحول خواهند شد, نگرش ها تغيير خواهد كرد, توان بهره برداري از منابع موجود به صورت مستمر و پويا افزايش يافته, و هر روز نوآوري جديدي انجام خواهد شد. بعلاوه مي توان گفت تركيب توليد و سهم نسبي نهاده ها نيز در فرآيند توليد تغيير مي كند. توسعه امري فراگير در جامعه است و نمي تواند تنها در يك بخش از آن اتفاق بيفتد. توسعه, حد و مرز و سقف مشخصي ندارد بلكه بدليل وابستگي آن به انسان, پديده اي كيفي است (برخلاف رشد اقتصادي كه كاملاً كمي است) كه هيچ محدوديتي ندارد
توسعه اقتصادي دو هدف اصلي دارد:
افزايش ثروت و رفاه مردم جامعه (و ريشه كني فقر)
ايجاد اشتغال, كه هر دوي اين اهداف در راستاي عدالت اجتماعي است. نگاه به توسعه اقتصادي در كشورهاي پيشرفته و كشورهاي توسعه نيافته متفاوت است. در كشورهاي توسعه يافته, هدف اصلي افزايش رفاه و امكانات مردم است در حاليكه در كشورهاي عقب مانده , بيشتر ريشه كني فقر و افزايش عدالت اجتماعي مدنظر است.

با تشكر از مهدي مولايي.

يکشنبه 21 8 1391 22:53

عكس تجارت جهاني در طول ساليان اخير به واسطه تحولات و پيشرفتهاي تكنولوژيك در حمل و نقل ، ارتباطات و اطلاعات رشد قابل ملاحظه اي كرده است. با كاهش موانع تجاري و آزاد سازي اقتصادي به ويژه در كشورهاي در حال توسعه اين روند شتاب بيشتري به خود گرفته است. كالاي صوتي و تصويري يكي از ابزارهاي اساسي آگاهي مردم در زمينه هاي مختلف رويدادهاي روزمره، علوم، فنون، سرگرمي، تفريح و غيره در جوامع مختلف ميباشد. در دهه هاي اخير رشد بهره مندي و افزايش شبكه برق رساني ، توليد و راه اندازي صدها ايستگاه گيرنده و فرستنده محلي منطقه اي و جهاني بسيار چشمگير بوده است و تا آنجا توسعه يافته است كه امروز آرزوي دهكده جهاني در اين حوزه تحقق عملي به خود گرفته است. در كشور ما توليد كالاي صوتي و تصويري از اوايل دهه چهل آغاز شده است. شركت صنام الكترونيك توليد تلويزيون رنگي با نام صنام را از سال 1372 آغاز كرده است. شرايط خاص حاكم بر بازار ايران در سالهاي 1370-1375 كه عموما با كمبود عرضه مواجه بود باعث گرديد كه تفكر ادامه فعاليت بصورت گسترده در شركت شكل گرفته و بر اين اساس سياستهاي توليد، تامين، تجارت، تحقيق و توسعه و خدمات پس از فروش را راه اندازي نمايد. شركت صنام الكترونيك علاقه مند است كه هر روز موثرتر و كاراتر گردد و به بهبود و افزايش رضايت مشتريان منجر  ...

عكس

يکشنبه 21 8 1391 22:37

منم زيبا

كه زيبا بنده ام را دوست ميدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو ميگويد

ترا در بيكران دنياي تنهايان

رهايت من نخواهم كرد

رها كن غير من را، آشتي كن با خداي خود

تو غير از من چه مي جويي؟

تو با هر كس به غير از من چه مي گويي؟

تو راه بندگي طي كن عزيزا من خدايي خوب ميدانم

تو دعوت كن مرا با خود به اشكي يا خدايي ميهمانم كن

كه من چشمان اشك آلوده ات را دوست ميدارم

طلب كن خالق خود را

بجو ما را تو خواهي يافت

كه عاشق ميشوي بر ما و عاشق ميشوم بر تو كه

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته ميگويم، خدايي عالمي دارد

تويي زيباتر از خورشيد زيبايم

تويي والاترين مهمان دنيايم

كه دنيا بي تو چيزي چون تورا كم داشت

وقتي تو را من آفريدم بر خودم احسنت مي گفتم

مگر آيا كسي هم با خدايش قهر مي گردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشكستي

ببينم من تو را از درگهم راندم؟

كه ميترساندت از من؟

رها كن آن خداي دور

آن نامهربان معبود

آن مخلوق خود را

اين منم پروردگار مهربانت، خالقت

اينك صدايم كن مرا با قطره اشكي

به پيش آور دو دست خالي خود را

با زبان بسته ات كاري ندارم

ليك غوغاي دل بشكسته ات را من شنيدم

غريب اين زمين خاكي ام

آيا عزيزم حاجتي داري؟

بگو جز من كس ديگر نمي فهمد

به نجوايي صدايم كن

بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاك با ايمان

قسم بر اسبهاي خسته در ميدان

تو را در بهترين اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن ، تكيه كن بر من

قسم بر روز، هنگامي كه عالم را بگيرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهايت من نخواهم كرد

براي درك آغوشم,شروع كن

يك قدم با تو

تمام گامهاي مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو ميگويد

ترا در بيكران دنياي تنهايان رهايت من نخواهم كرد


سهراب سپهري

دسته ها : دل نوشته
يکشنبه 21 8 1391 22:28

اگر چه مثل محّرم نمي شوم هرگز

جدا ز روضه و ماتم نمي شوم هرگز

مرا ببخش مرا چون كه خوب مي دانم

كه توبه كردم و آدم نمي شوم هرگز

اسير جاذبۀ حُسن يوسف ياسم

كه محو در گل مريم نمي شوم هرگز

گناه كارم و حتي بدون اذن شما

بدان نصيب جهنم نمي شوم هرگز

به جان عشق قسم غير چهارده معصوم

به پاي هيچ كسي خم نمي شوم هرگز

قسم به قلب سپيدت سياهپوش كسي

بجز شهيد محّرم نمي شوم هرگز

نَمي فُرات بياور چرا كه من قانع

به سلسبيل و به زمزم نمي شوم هرگز

در انتهاي غزل من دوباره مي خواهم

فقط براي تو باشم نمي شوم هرگز

عكس

دسته ها : مذهبي
يکشنبه 21 8 1391 22:17

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پاي تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنو اين التماس رو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ

دسته ها : دل نوشته
شنبه 20 8 1391 22:19

دوستش دارم...
.
.
.
.
بزرگي اش را ؛ سكوتش را ؛ عظمتش را...

ابهتش ؛ تنهاييش ؛ حكمتش ؛ و صبرش را...

               و... و...و...

بودنش عادتيست...

مثل نفس كشيدن...

"خدايم" را مي گويم...!

دسته ها : مذهبي
شنبه 20 8 1391 22:14

گاهي دلم ميخواهد بروم…

 

يك گوشه بنشينم،

 

پشتم را بكنم به دنيا…

 

پاهايم را بغل كنم و بلند بلند بگويم:

 

من ديگه بازي نميكنم!!!

 

 

دسته ها : دل نوشته
شنبه 20 8 1391 22:5

پر از عطشم، مرا تو دريايي كن
سرشار از احساس و تماشايي كن
هر چند كه ما بديم و پيمان شكنيم
اي خوب بيا دوباره آقايي كن

عكس

دسته ها : مذهبي
پنج شنبه 18 8 1391 23:25

گنجشكي با عجله و تمام توان به آتش نزديك مي شد و برمي گشت!


پرسيدند : چه مي كني ؟

پاسخ داد : در اين نزديكي چشمه آبي هست و من مرتب نوك خود را پر از آب مي كنم و آن را روي آتش مي ريزم !

گفتند : حجم آتش در مقايسه با آبي كه تو مي آوري بسيار زياد است ! و اين آب فايده اي ندارد!

گفت : شايد نتوانم آتش را خاموش كنم ، اما آن هنگام كه خداوند مي پرسد : زماني كه دوستت در آتش مي سوخت تو چه كردي؟

پاسخ ميدم : هر آنچه از من بر مي آمد!

دوستي نه در ازدحام روز گم مي شود نه در سكوت شب ، اگر گم شد هرچه هست دوستي نيست...
دسته ها : داستانك
پنج شنبه 18 8 1391 22:36

عكس

به روايت افسانه‌ها روزي شيطان همه جا جار زد
كه قصد دارد از كار خود دست بكشد
و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد
او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت
اين وسايل شامل خودپرستي ، شهوت ، نفرت ، خشم ، آز
حسادت ، قدرت‌طلبي و ديگر شرارت‌ها بود
ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر مي‌رسيد
بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد
كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست ؟
شيطان پاسخ داد: اين نوميدي و افسردگي ا‌ست
آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است ؟
شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد:
چون اين مؤثرترين وسيله ي من است
هرگاه ساير ابزارم بي‌اثر مي‌شوند
فقط با اين وسيله مي‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه كنم
و كاري را به انجام برسانم
اگر فقط موفق شوم كسي را
به احساس نوميدي ، دلسردي و اندوه وا دارم
مي‌توانم با او هر آنچه مي‌خواهم بكنم . . .
من اين وسيله را در مورد تمامي انسان‌ها به كار برده‌ام
به همين دليل اين قدر كهنه است

دسته ها : داستانك
پنج شنبه 18 8 1391 22:25
X